داستان خاله ریزه

خرید بک لینک

ماجرا های خاله ریزه خیلی ادامه دار نبود

به ول کردن کارا عادت ندارم اما از جدی گرفتن دنیا خسته شدم شاید دنیایی که منو جدی نگرفته ارزش فداکاری نداره من این بازی ها رو از حفظم

میدونی اگه تو یه خانواده سیاسی زندگی کنی خیلی حوصله ی سیاسی بازی رو نداری

ارزشش رو نداره

موضوع انشا : علم بهتر است یا ثروت

از من بپرسی امروز میگم هیچکدوم ، امروز رئیس باشی هم علم رو داری هم ثروت رو

رسیدن به این مقام مستلزم سیاسی بازی ، سیاسی کاری و رذایلیست شرم دارم از بیانشان

دنیای لطیف من بر نمیتابد

زندگی را جدی گرفته اند

زندگی در دنیایی که فردا دکمه توقف آن میخورد

از فردای آن برفی نمیبارد شعله ای گرما بخش نیست مخزن دلار هایمان نقد شدنی نیست حساب اعمالمان صفر است و گردش حسابمان منفیست

-چه زود خسته شدی ؟؟

+خسته نشدم ، فهمیدم آدم این دنیا نیستم

چیزی که هر چی زودتر بفهمی به نفعته

-خب برنامت چیه ؟؟ از امروز میخوای انتظار مرگ را بکشی ؟؟

+معلومه که نه ....

من واسه دنیای آرمانیه خودم تلاش میکنم

خاله ریزه یه چیزی یادگرفته : رسیدن به دنیای آرمانی یه تیم هم دل میخواد

راستی من به خداحافظی در اوج عادت دارم ...

و البته نه من پیش از من اجداد و نیاکانم نیز همگی در یه اوجی با این دنیا خداحافظی کردن

البته این به معنای سلام کردن به یه دنیای زیبا تر نیست

مسیر من از تخصص میگذره ، نه از سیاست

متخصصی که رئیس خودشه

ساختن این دنیا هزینه های خاص خودشو داره یه روزی تیمم رو معرفی میکنم

اون روز دیر نیست همینطور که این روز دور نبود

من واسه رسیدن به این روز وارد هیچ بازی نشدم

آینده اونجوریه که تو بخوای فقط کافیه یا علی بگی

یه بار سخت ترینش رو امتحان کردم شاید با این وضع جسمی که دقیقا در بدترین شرایط هشدار قرمزش آژیر میکشه سفر های پشت سر هم برای من حکم کمربند انفجار رو داشت

دکتر استراحت مطلق داده بود اما هیچ بدنی در برابر آنچه روح اراده ی آن را کند ناتوان نیست

من خواستم به هر قیمتی ، و شد

ممکنه بگی کار سختی نبود ، آره کار سختی نبود منم امروز میگم اصلا کار سختی نبود

الان حالم خوبه و ارزشش رو داشت

هرچند دقیقه ی نود وقتی داور سوت پایان بازی روی لب هاش بود حالم بد شد

اما خودمو تا آخر بازی کشوندم لحظه ی سوت پایان روی پاهام ایستاده بودم

ایستاده خداحافظی میکنم ...

آرامش...

ما را در سایت آرامش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 165 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:56

صفحه بندی